آنا یوردوم قلتوق
نویسنده: قلتوقی - ۱٦ بهمن ۱۳٩۳

   

با تشکر فراوان از آقای "محمد محمدی " که این تصویر را ارسال فرموده اند


  در مورد کوه علی قیه سی ،فقط به عنوان مقدمه عرض کنم که  در این کوه ، تخته سنگی وجود داشت (الان نمیدانم هست یا نیست) که بر روی آن رد پا و تصویر یک شمشیر حک گردیده بود که به آنجا " کربلایی حیدر زیارتگاهی " (زیارتگاه کربلایی حیدر ) می گفتند و  در بالای این کوه بلند که صخره سختی از سنگ است حفره ای به عمق نزدیک به  یک متر و به قطر تقریبی 20 سانت وجود دارد و  برخی از اهالی اعتقاد داشتند که این حفره جای پای اسب حضرت علی (ع ) می باشد و برخی به بهانه دادن ولیمه و تفریح ، دوستان و آشنایان را برای صرف ناهار دعوت می کردند و مثل الان نبود که همه وسیله نقلیه داشته باشند وسیله ایاب و ذهاب اهالی اعم از زن و مرد و کودک ، چهارپایان بودند و میزبان ، صبح قبل از طلوع آفتاب ، ملزومات پذیرایی را به پای این کوه ، که به آنجا " شوربا پیشن " (محل پختن آبگوشت )  می گفتند برده و پس از سر بریدن گوسفند یا گوساله و بر پا کردن دیگ آبگوشت ، سفره صبحانه را چیده و مهمانان دعوت شده که پس از طلوع آفتاب می رسیدند پس از صرف صبحانه به طرف قله کوه جهت زیارت راهی می شدند که جوانان با پای پیاده و بزرگسالان و بانوان را با چهارپایان تقریبا به نزدیکی های قله می رساندند و مابقی راه را می بایست با کمک نزدیکان پیاده طی می کردند و در بالای کوه بعد از خواندن نماز و زیارت بقعه مانند  هایی که از سنگ درست گردیده بود به نیت توسل به امام اول شیعیان  ، نذورات خود را اعم از پول خرد و انگشتر و.... به داخل آن حفره می انداختند و البته بعضی از افراد بلند قامت که دستانی کشیده و بلند داشتند و دستشان به ته آن حفره می رسید از داخل آن ، وسایلی را که قبلا ریخته شده بود  در می آوردند و به تک تک افراد حاضر در آنجا یک تکه بعنوان تبرک می دادند (من خودم یادم می آید هر وقت برادر بزرگتر من همراه مان بود دستشان به راحتی به آنجا می رسید ولی الان دیگر پیر شده اند که امیدوارم خداوند طول عمر با عزت به ایشان عطا کند) خلاصه پس از زیارت بر می گشتند و به محل صرف ناهار می رسیدند البته در  رفت و برگشت  در بین راه در محلی به نام "قربان بلاغی " استراحت کوتاهی می کردند و همچنین از غاری که در مسیر راه بود نیز دیدن می نمودند (نام این غار هم "آیی مغاری " بود) و حدود اذان ظهر به شوربا پیشن بر می گشتند که میزبان ،به کمک خانواده  و دوستان ، سفره ناهار را چیده و در کنار آب زلال و خنک "شاه بلاغی " که از دل این کوه عظیم بیرون می آید و سالیان سال است که مایه حیات این روستای زیباست از مهمانان خود با یک آبگوشت بسیار لذیذ (باور کنید الان هم هوس کردم) پذیرایی می کرد و پس از کلی استراحت و تفریح  به هنگام  عصر به روستا  بر می گشتند یادش بخیر

 

باخاندا سنه ،اوتن خوشلوقلار، یادیما دوشور

چیچکلی گوللو ،  گچن زامانلار ،یادیما دوشور

"شاه بلاغیندا" ،آخان سولاردان ،یوخدو هیچ یرده

زمزم سویو تک ،ایچدیگیم سولار، یادیما دوشور

شاهلار تاجی تک ،زینت ویریپسن ،گوزل کندیمه

سنده ائتدیگیم ،بویوک شاهلیقلار،یادیما دوشور

آخشام چاغیندا ،کولگه سالاندا ،کندین باشینا

سنین سایه نده ،آددیم نقاشلار ،یادیما دوشور

دنیالار بویو ،صلابت سسی ،پاک لیق مبحثی

اولسا هریرده ، باشیندا قارلار ،  یادیما دوشور

سنین باشیندا ، اوپدوگوم داشلار ، زیارت گونو

"شوربا پیشنده" ، یاغلی شوربالار، یادیما دوشور

چوبان یاتاغی ،"قربان بلاغی" ، سنین دوشونده

ساغیلان سوتلر ، او قاووتماجلار  ، یادیما دوشور

بیری "چالا باغ" ، بیری "داشبلاغ" ،"کورپودوزونده"

"بسیط باغیندا" ، اوزوملو باغلار  ، یادیما دوشور

گونارتا چاغی ، یاندیق قاتیقی ،" آغبلاغ "سویو

ایچنلر بیلیر  ،  او دوغراماجلار  ،   یادیما دوشور

صبح آخشام ناهار، افطار واقتیندا ، اذان موقع سی

 مرحوم "قودی عمی" ، دیین  اذانلار ، یادیما دوشور

کندین تویوندا  ، گلین چیخاندا  ، دامنان بی لرین

گلین باشینا   ، آتان آلمالار    ،   یادیما دوشور

الیمنن گدن   ،  گوزل یادلاری   ،    اورکده قالان

"یال اوستونده" کی  ،یاتان انسانلار  ، یادیما دوشور

............................................................

بنام خداوند متعال

باسلام خدمت دوستان گرامی

باتوجه به مقدمه ی که دربالا به رشته تحریردرآمده است بنده می خواهم کوه

علی قیه سی را ازجهات مختلف به حضور تان معرفی نمایم

ابتدا نام

چرا به این کوه  علی قیه سی می گویند ووجه تسمیه آن چیست؟

برداشت ناقص بنده این است که این نام از 2بخش ویک پسوند تشکیل شده است

بخش اول (علی )که نام امام اول شیعیان است

بخش دوم (قیه )که درزبان ترکی آذزی به معنی صخره وسنگ است

اگر این2 بخش وپسوندشان را به فارسی ترجمه کنیم می شود (سنگ علی

چرا سنگ علی؟ چون باتوجه به اعتقادات مردم منطقه که حضرت علی موقع عبور از این کوه دربالای آن نماز خوانده است .واز طرفی این کوه از سنگ وتخته سنگ های بزرگ وکوچک تشکیل شده است نام گذاری شده است

 مناظر طبیعی علی قیه سی

مناظر بی شماری دراین کوه مشاهده می شود وتعدادی از آنها را که به یاد دارم به عزیزان معرفی می نمایم (بنده درحدود 20سال است که نتوانستم به بالای کوه بروم )

1-قله کوه

بالای کوه وقله رفیع آن که محل خیلی با صفا ودارای  هوای پاک وخنک درفصل گرمای تابستان است (البته بنده ارتفاع آن را نتوانستم پیدا کنم اگردوستان دراین مورد اطلاعاتی دارند لطف فرموده وبه آنا یوردوم قلتوق

جهت درج ارسال فرمایند )دربالای کوه یک آرامش وصفا یی وجود دارد که انسان احساس می کند که به خدای خودش نزدیک شده است و2رکعت نماز که معمولا به جا می آورند 

2-قربان بلاغی 

دروسط کوه و سر راه کسانی که می خواهند به بالای کوه بروند چشمه گوارایی وجود دارد که آب آن خیلی خوب وخنک است ودرپایین چشمه چمن وچنددرخت تبریزی وزردآلووجود داردکه محل استراحت مردم  می باشد البته ملک شخصی بود به خاطر این که کسانی قربانی نذری خودشان می بردند ودرآنجا ذبح می کردندبه نام قربان بلاغی (چشمه ی قربانی )نامیده شده است که باصفا ودل نشین است 

3-قیزیل قیه 

یک سنگ بزرگ وبه رنگ صورتی مایل به قرمز  است به خاطر رنگش قزل قیه نامیده شده است  و زیر آن مانند غار است که معمولا محل استراحت چوپانان وگاوچرانان بود واین سنگ درمجاورت قربان بلاغی است  ودرتصویر اول آنا یوردوم نیز دیده می شود

4- کاظم چمنی

درسراشیبی کوه وکنار راه صعود به قله کوه ،چمن با طراوت و دارای زیبایی خاص بنام "کاظم چمنی" وجود دارد ودربالاترین نقطه آن یک چشمه وجود دارد که چمن را سیراب میکند 

5- زاغچا یوواسی(زاغچه یوواسی )

درنزدیکی های قله وبعداز قربان بلاغی  در سمت چپ ،یک رشته تخته سنگ خیلی بلند ازغرب به شرق کشیده شده است وکسی نمی تواند ازآن بالا برود وبا توجه به صعب العبور بودن ،پرندگانی بنام زاغچا درآنجا برای خود آشیانه درست کرده اند وبه این خاطر به زاغچا یوواسی (لانه زاغچه) معروف شده است

6-تاخدا داش (تخته داش )  

درقسمت شرقی علی قیه سی یک قسمتی وجود دارد که فقط  سنگ است وهیچ علفی بجز مرزه کوهی درآن نمی روید وبه خاطر اینکه به صورت تخته سنگ است به تاخدا داش مشهور شده است

 7-آیی ماغاری (غار خرس )

درسمت غرب و زیر تاخدا داش یک غار کوچکی وجود دارد که  آیی ماغاری نامیده شده است و مردم معتقدندکه درزمان های قدیم در این غار خرسی زندگی می کرده  

8-صاندیق داش (صندوق سنگ )

یک سنگی به اندازه یک خودرو سواری است که ازراه دور به شکل یک شیر ایستاده دیده می شد  

9- علی قیه سی گونیی(گون ای )

قسمت شرقی علی که اکثر روز آفتابی است ومنظره خیلی خوبی دارد

ازبینندگان ومراجعه کنندگان محترم که درموارد فوق اطلاعاتی بیشتر وبهتری دارند تقاضا می شود که دراین مورد نویسنده را باارسال مطالب خود یاری فرمایند تابا نام خودشان دروبلاگ درج شود

گیاهان

 دراین کوه گیاهانی بسیاری روییده می شوند ازجمله گیاهان دارویی، خوراکی وعلوفه ی که اکثریت آنها منحصر به فرد می باشند مانند مرزه کوه علی قیه سی که طرفدارانی زیاذی دارد. موسیر کوهی خیلی خوب وبا خاصیت دارد .ویا توکلوجه (چای کوهی ) که خیلی خوب ومعطر است .تره ی گل آقا ،آوند کوهی وسایر گیاهان مفید

چشمه های کوه علی قیه سی  

 درکوه علی فیه سی ودردامنه آن چشمه های متعددی با آب های خنک وگوارا وجود دارد  

1-قربان بلاغی

2-چشمه کاظم چمنی

3-قویون بلاغی (چشمه ی گوسفند)

4-شخیر گوزه سی

5-شارخا چی بلاغی

6-چشمه ی بند آلی (بند علی )بسیدی

7-ککه لی  (ککه علی بلاغی )

8-شاهبلاغی

9-آقبلاغ

آبادی هایی که دردامنه علی قیه سی دایر بودند:

دردامنه این کوه عظیم واستوار به دلایل مختلف ازجمله فراوانی آب وچشمه های متعددوعلوفه ی زیاد برای کشاورزی ودامداری یافت می شود آبادی هایی در زمان های قدیم وجود داشته است که به مرور زمان ازبین رفته اند وفقط آثاری ازجمله قبرستان ویا خاکستر ناشی از سوخت هایی مانند هیزم وفضولات حیوانات باقی مانده است  وهمه ی این آبادی ها در کنار چشمه قرار داشتند

1-آبادی بند آلی بسیدی

این آبادی در در قسمت پایین جنوب شرقی علی قیه سی بوده است .که فقط آثاری از قبر درآن وجود دارد   

2-آبادی شاهبلاغی

این آبادی در کنار چشمه با آب فراوان وگوارا قرارداشته است که امروزه اهالی قلتوق از آب آن برای شرب خود وسایر موارد استفاده می کنند به این محل شوربا پیشن نیز می گفتند  

3-آبادی آقبلاغ

آفبلاغ دردامنه ی کوه ودر کنار چشمه پراز آب زلال وخنک وگوارافرار دارد وچشم انداز خیلی خوب وزیبایی دارد از نشانه های باقی مانده از این آبادی دو قبرستان ومحل ریختن خاکستر بود درقسمت از این آبادی قدیمی که اکنون به مزرعه سر سبز تبدیل شده است قبر های معروف

به قبر گویر یا ترسا وجود دارد واحتمال اینکه مربوط به قبل از اسلام باشدولی در قبرستان اصلی چنین چیزی شاید نباشد اکثر قبور این محل با سنگ مشخص شده اند ودربعضی از سنگ ها تصاویری حک شده است به عنوان مثال روی یکی از سنگ ها تصاویر وسایل آرایشگری (سلمانی )ازقبیل قیجی تیغ سر تراشی قدیمی شبیه چاقو وسایر وسایل نقاشی وکنده شده بود ونشان می داد که صاحب این قبر سلمانی بوده است

 

 تصویر زیبا از آقبلاغ

  ودرپایان از دوستان گرامی جوانان بافرهنگ وباسواد واهالی محترم وفهیم قلتوق تقاضا می نمایم مطالب خوب وانتقادات خودشان را در مورد این بخش ارسال فرمایند تا مورد استفاده قرار گیرد وخستگی را از بین ببرد

بنده حقیر را از دعای خیرتان دراین ماه پرخیر وبرکت بی بهره نفرمایید      جلال

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

 

 

 قسمتی از کوه  علی قیه سی

 

 

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

 

 

 

 طرف جنوب غربی قله کوه علی قیه سی

 

 

داش هیلله دن علی قیه سی           قله کوه علی قیه سی

قلتوقی
یک استکان چای داغ مهمان منی ....چای رفاقت ما همیشه تازه دم است.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :