دانش آموزان دیروز و بازنشستگان امروز

 خواهشمنداست در صورت امکان ، شما نیز بزرگواری فرموده و تصاویر قدیمی و خاطره انگیزتان را برای وبلاگ ارسال نمایید پیشاپیش از محبت تان متشکریم .  


بیا زعمر من ای عکس یادگاری باش              تو یادگار از آن دوره جوانی باش

  این عکس مربوط به 44الی 46سال پیش می باشد. که ما درآن زمان درروستای قلتوق درس می خواندیم .ازافراد فوق تعدادی باز نشسته ی آموزش وپرورش می باشند. وتعدادی نیز درسایر مشاغل وادارات مشغول بوده ویا بازنشسته شده اند وتعدادی هم متاسفانه فوت کرده اند .برای کسانی که زند ه هستند آرزوی عمری با عزت وتوام باسلامتی داریم  وبرای در گذشتگان  ازدرگاه خداوند متعال مغفرت  مسئلت می نمایم روحشان شاد

 باسلام

بنا به در خواست جناب آقای سعیدخانی  اسامی عزیزان بااجازه آنهابه شرح ذیل  می باشد (اگر اشتباه نکرده باشم )

افراد ایستاده ازراست به چپ جنابان آقایان

1-مرحوم مشگین قلم 2-اصغرخاتمی 3-سیدیوسف دوستکام 4-مرحوم رضا عباسی 5-کرم حاجی محمدی 6-مرحوم شیرخدا حاجی محمدی

نشسته ها ازراست به چپ

7-جلال بلباسی 8-محموداحمدی 9-امیر خاتمی 10-سعید ابراهیمی 11-آموزگار گرامی ،

استاد ارجمند جناب آقای محمد ابراهیم اعوانی

یکی از دوستان بسیار محترم درمورد مرحوم مشگین قلم سوال کرده بودند به استحضارمی رسانم که ایشان در حدود 45سال پیش مسئول درمانگاه قلتوق بودند خداوند بیا مرزد ایشان را ، مرد باصفایی بودند

 

 

 امتحانات آخر سال درسالن مجلل

 

گروه پیش آهنگان دبستان روستای قلتوق

 

 باسلام

اسامی عزیزان درتصویر فوق به شرح ذیل به حضور خوانندگان محترم  معرفی می گردد

افراد ایستاده ازراست به چپ آقایان 1-فرامرز نصیری آموزگار 2-رضاخاتمی 3-محمد کیانی آموزگار

افرادنشسته ازراست به چپ ردیف سوم

4- رحیم خاتمی 5- اصغر خاتمی

ردیف دوم

6-محمود احمدی  7-مرحوم رضا عباسی8-سیدیوسف دوستکام 9-علی عباسی 10-مرحوم قدرت اله احمدی 11-جلال بلباسی

ردیف اول

12-سیدطاهر  مرتضوی 13-مرحوم شیرخداحاجی محمدی 14-سعیدابراهیمی15-علی حسنی 16-مرحوم فرهاد بلباسی17-معبود خاتمی

بااحترام جلال

باتشکرفراوان ازجناب آقای اصغر خاتمی که تصاویر فوق را در اختیار آنا یوردوم قلتوق قرار داده است

××××××××××××××××××××××××××××××××

ارسالی توسط یک دوست بسیار بزرگوار و شریف که البته هنوز خودشان را معرفی نفرموده اند  (با تشکر فراوان ) :

دامنه کوه "علی قیه سی"- قربان بلاغی - سال 1364 

××××××××××××××××××××××××××××××××

با تشکر و سپاس فراوان از جناب آقای مهندس مجید حسنی که تصاویر زیر را از آلبوم عکسهای قدیمی  پدر بزرگوارشان  برای وبلاگ ارسال نموده اند ( با آرزوی طول عمر باعزت برای این بزرگواران ):

 

بهار 1350

 

 بهار 1346 باغ "چهار باغ "

دوستان بزرگوار توجه فرمایید که آموزش و پرورش چه ظلم بزرگی را در حق اهالی قلتوق روا می دارد ؟ در سال 1346 یعنی نزدیک به پنجاه سال قبل !!!در این روستا مدرسه ای با این تعداد زیاد دانش آموز دایر بوده در حالی که شاید آن زمان در خود شهر زنجان تعداد مدارس انگشت شمار بوده اند و نکته قابل توجه دیگر حضور دختران  محجّبه در مدرسه در آن سالها ، نشاندهنده فرهنگ بالای خانواده های بزرگوار آنان می باشد  اما افسوس که امروزه آموزش و پرورش ما برای ارائه خدمات آموزشی در مقاطع مختلف بسیار کم لطفی نموده و بدون توجه به این قدمت تاریخی ، با  چشم نامادری به آنجا نگاه میکند !!!

                                                                                          قلتوقی

××××××××××××××××××××××××××××××××

با تشکر و سپاس فراوان از جناب آقای اصغر خاتمی  از شهرستان کرج  که تصویر زیر را  برای وبلاگ ارسال نموده اند :

مربوط به دهه 50

××××××××××××××××××××××××××××××××

  پایان سال تحصیلی

بالاخره تعطیلات شروع شد اما یه غمی اومده توی دلم همیشه وقتی میخوام از شاگردام جدا بشم یاد خاطرات خوب دوران دبستان خودم و دوستای خوبی که داشتم میوفتم دلم برای همشون تنگ میشه ولی براشون آرزوی موفقیت میکنم امیدوارم هر جایی که بودند و رفتند همیشه موفق و پیروز و شاد باشند که هیچ آرزویی برای یک معلم بالاتر از خوشبختی و موفقیت شاگردانش نیست  من این شعر رو خیلی دوست دارم : 

 اولین روز دبستان باز گرد ،شادی آن روزهایم باز گرد، باز گرد ای خاطرات کودکی، بر سواراسب های چوبکی، درسهای سال اول ساده بود، آب را بابا به سارا داده بود، روز مهمانی کوکب خانم است ،سفره پر از بوی نان گندم است ،با وجود سوز و سرمای شدید، ریز علی پیراهن از تن می درید، تا درون نیمکت جا می شدیم، ما پر از تصمیم کبری می شدیم، گرمیدستانمان از آه بود، برگ دفترها به رنگ کاه بود، همکلاسیهای من یادم کنید، باز هم درکوچه فریادم کنید، کاش هرگز زنگ تفریحی نبود، جمع بودن بود و تفریقی نبود، یاد آن آموزگار ساده پوش، یاد آن گچها که بود، روی دوش ای دبستانی ترین احساس من، بازگرد این مشقها را خط بزن.