گوشه هایی از آداب و رسوم قدیمی اهالی   در  مناسبت های  مختلف اعم از :  خواستگاری و ازدواج  - کشاورزی و  دامداری - مجلس ترحیم و  فوت - و ....


به قول مرحوم شهریار:

شاه عباسین دوربینی یادش بخیر 

××××××××××××××××××××××××

 حاللا چکمک

آن قدر دوست داشتنی بود که نگو - اصلا می دانید "حاللا چکمک " چی بود؟ قبلا به این صورت نبود که گندمها را با کمباین درو کنند بلکه هرکس به اندازه رزق سال خود گندم می کاشت و آن را  با داس درو کرده و با الاغ به خرمن انتقال میداد 10 بسته را (که به اصطلاح محلی به هریک از آن بسته ها  "باغ" می گفتند) با طناب و به شکلی بسیار زیبا به  پشت الاغها می بستند و به آن "شارخا" می گفتند و توسط نوجوانان که به آنها هم "شارخاچی " می گفتند شارخا ها  را به خرمن در نزدیکی ده می فرستادند البته ناگفته نماند و دهنتان آب نیافتد  شارخاچی   که  شارخا را  می آورد  معمولا مادرش (خدا مادران درگذشته را رحمت کند) به او بلله می داد (دورماج) که معمولا توش کره تازه و کمی روش خاکه قند می ریختند خیلی خیلی خوشمزه می شد. خلاصه از مطلب دور نشوم بعداز اینکه هرخانواده گندمهای خود را در نقاط مختلف صحرا درو کرده و به آخرین روز درو کردن  می رسیدند آن روز را روز "حاللا چکمه  گونی " یعنی تمام شدن درو گندم می گفتند و در آخرین لحظه های درو برای کری خواندن نسبت به دیگران که هنوز تمام نکرده اند به شوخی و با صدای بلند می خواندند :" حاللا بابام حاللا  زمی لر اولدو کالاه حاللا بابام حاللا "برای آن روز معمولا غذای گرم مثلا رشته پلو درست می کردند همه مسرور از اتمام درو   معمولا ناهار را در کنار خانواده می خوردند 

××××××××××××××××

نوروز یا روز نو از زمانهای بسیار کهن مظهر فر و شکوه و زیبایی و پیام آور مهر و پیروزی برای مردم ایران زمین بوده است ایرانیان قدیم از روز اول تا دوازدهم فروردین به جشن و شادمانی می پرداختند و به دیدار اقوام و اشنایان می رفتند و روز سیزدهم برای سپاسگزاری از ایزد یکتا رو به دشت و دمن می آوردند و خود را به دست طبیعت سبز و زیبا می سپردند ، تا شب هنگام که نوروز پایان می گرفت . در ایام نوروز ایرانیان همان طور که خانه و کاشانه خود را از گرد و غبار می زدودند ، کینه ها و دشمنی ها را نیز از خود دور می کردند و به مهربانی و دوستی روی می آوردند .
پیک های نوروز در مناطق مختلف با شیوه های متفاوت آمدن نوروز را به مردم خبر می دادند. در مناطق مختلف آذر بایجان این پیک ها با عناوین و قالبهای مختلف از جمله تکمچی - نوروزداماچی و غیره...  ، و در مناطق فارس نشین بصورت عمو نوروز - حاجی فیروز- آتش افروز و یا در دسته های مختلف که درآن یک نفر بعنوان پیشخوان یا سرخوان و یک دسته که به آنها واگیر می گفتند با خواندن ترانه ها و شعر هایی در وصف بهار و نوروز به عاشقان طبیعت بشارت آمدن نو روز را می دادند .لازم به یادآوری است که در روزگاران گذشته یکی ازمراسم زیبا در ایام نوروز، فرستادن شام «بایرام پایی» برای ارحام بوده است. بایرام پایی یعنی سهم و حصه عید،  همواره از طرف کسان دختری که به خانه شوهر رفته بود، فرستاده می‌شد. شام ،عیدی دختر خانواده که معمولا پارچه رنگی و زیبا ،شیرینی ، میوه ، شمع ، تخم مرغ رنگ شده ، جوراب پشمی برای داماد و... را در سینی مسی بزرگی می‌چیدند، مقدار بایرام پایی، باتوجه به افراد خانواده‌ای که به آنجا فرستاده می‌شد،تعیین می‌شد. پلو را در بشقابهای چینی می‌کشیدند و هر کدام از غذاهای موردنظر را در ظرف‌های جداگانه در سینی بزرگ می‌گذاشتنند و  بر روی سینیها هم، پارچه رنگی با رنگهای شاد ، مخملی یا ترمه یا زری بسیار زیبایی که به شکل دایره و با ریشه‌های طلایی و سیمین  دوخته شده بود می‌کشیدند، و به خانه دختر خانواده که معمولا به همراه پدر و مادر داماد و در کنار هم زندگی می کردند، می بردند. و البته خانواده داماد نیز به فرا خور حال، هدیه و عیدی و خلعتی برای آورنده یا آورندگان مجمعی های عیدی ، می دادند.

جلال

××××××××××××××××××××